X
تبلیغات
شعرهایم تامرگم فاصله ای نیست... - انار...

به نام خدا

 

گذری  بر اشعار خانم مائده معین الدینی

.

.

 

با سلام  خدمت  شاعر محترم

از آنجایی که شما دارای استعداد خوبی هستید و در کنار این استعداد،  برای پیشرفت خود تلاش می کنید بر آن شدم تا نقدی بر غزلهایتان بنویسم . (در حد بضاعت و زمان. نقدی بر پایه ی اختصار ).

 

نقد جامع و کامل به تمام جزئیات یک اثر رسیدگی می کند ، از زوایای مختلف آن را مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد و با یک جراحی ادبی به کشف حقایق در لایه های پنهان شعر می پردازد .اما این نوشته تنها بعضی نقاط قوت وضعف اشعار را بیان می کند. آن هم به اختصار .

بیشتر سعی بر آن بوده است که این نوشته باعث آگاهی شاعر نسبت به حواشی اشعارش شود  و در نهایت راه پیشرفت را کمی هموار تر کند.

 

گالیله می گوید:  "هرگز مردي ولو بسيار نادان را نديدم که از وي چيزي نتوانسته‌ام بياموزم "

 

پس امیدوارم این نوشته چیزی برای آموختن داشته باشد . هر چند من بسیار نادانم.

.

باری!  تلاشم بر آن است که با ذکر مثال از ميان شعرهايت منظورم را بهتر برسانم:

.

ابتدا نقاط قوت اشعارت:

 1

ردیف و قافیه ی مناسب ، در زیبا سرودن ، انتقال و وحدت معنا،  تنظیم و جمع بندی غزل به شاعر بسیار کمک می کند ، یعنی دست او را می گیرد و آرام آرام و پا یه پا تا انتهای غزل شاعر را همراهی می کند . در ساختار کلي غزلهايت نکته اي که قابل توجه است  انتخاب رديف و قافيه هاي نسبتا جدید است (ردیف و قافیه ای که کمتر مورد استفاده قرار گرفتند )  

مثلا :

جايي که عشق است جاري آقا و خانم ندارد

يا

شب شد دوباره پنجره وا شد يواشکي

يا

قافيه اي به اين بلندي :

من تازه فهميدم که باران هم دروغ است

اين چشمهاي خيس گريان هم دروغ است

.

2.

در میان غزلهایت مصرعهايي که به دلم نشست و قدرت خاصي داشت :

 

در گير و دار شايد و اما گذاري ام

.

اينجا نگاه مرم ما فرق کرده است

.

لبهايتان مثل هر روز قصد تبسم ندارند

آري زبان من و تو ميل تفاهم ندارند

.

من عاشقم . عشق جرم است خانم مجوز ندارد

.

خصوصا تفکر پشت اين بيت :

هذيان نمي گويم اما در ذهن تب دار مردم

پيچک گناه بزرگي است وقتي که گندم ندارند

.

3.

احساس و عاطفه  در اشعارتان نقش بزرگي ايفا مي کنند و اين  خصیصه همواره براي سرودن به شما کمک بزرگي خواهد کرد .

شيون فومني مي گويد: حضور ناخودآگاه ترنم هاي موزون .

در بعضی شعرهایتان که بیشتر با عنصر عاطفه گره خورده است ، صادقانه ، صمیمی و بی آلایش می سرایید و لا جرم بر دل می نشیند.

 

 

4. استفاده از اصطلاحات و کنایات : (نزدیك شدن به زبان زنده امروز و ورود كلمات آشنای مردم به شعر)

 

حق تقدم - هذیان گفتن

مجوز ندارد

آخر به نان سفره ی ما پشت کردی و ....

 

-----------------

 

باقي تعريف و تمجيدها به دوش دوستان ديگر .

 

 حالا به سراغ نقاط ضعف اشعار مي روم، که به نظرم بسیار مهم تر باشد :

 

بیشتر به نقدهای ظاهری می پردازم :

 

نقد لغوی:

 

تکرار بعضي کلمات خاص

مانند:

این- من  - تو - ما- و ضمایر متصل

هر چند استفاده از ضمیرها  در کل ادبیات زیاد است اما در شعرهایت گاهی حکم پوشال زبانی را ایفا می کنند . (فقط برای پر کردن وزن)

 

به نقش کلمه ی "این"  در مصرعهای زیر دقت کن:

در گوشه ای دراین دلت آیا گذاری ام ( هم از در دوبار استفاده کرده ای و هم این کاملا زائد است )

.

این مردم شهر افسوس جز سیب و گندم ندارند

یا

با این نبودن تو زمین گیر شد شکست

.

- نمونه ی دیگر :  تکرار کلمه ی " شب" است .  انگار علاقه ی خاصی به این کلمه دارید:

:

می ترسم از شبی که تو تنها گذاری ام

.

بعد از دو شب دوباره بیایی و باز هم

.

وقتی تو می روی که شبی جا گذاری ام

.

شب قطار چشمانت از نگاه من رد شد

.

من عابری خسته در شب ، اما تو مردی سواره

.

به اضافه ی 3 مورد در غزلهای دیگرت که همین چند نمونه سندی معتبر است.

.

و یا در یکی از غزلهایت در دو بیت متوالی دو بار از کلمه ی دوری مثل "فلک " استفاده کرده اید .

 

2.  وزن :

 

وزن غزلهایت از فروردین 88 تا آخر :

 

از قلبتان تا قلب ما

مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن

 

حسی غریب

مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل)

 

حکایت تلخ

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

 

شکست

مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل)

 

یواشکی

مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل)

 

شک

مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع

 

پیچک عشق

مستفعلن فاعلاتن، مستفعلن فاعلاتن

 

تکرار

فاعلات مستفعل، فاعلات مستفعل

 

 

- متاسفانه گاهی اوقات شکستهای وزنی در غزلهایت دیده می شود.  (کم یا زیاد بودن هجاها و ...)

به نظرم تا حدودی با وزن  آشنا هستید اما باید اطلاعاتتان را تکمیل کنید .

نمونه هایی از این مشکلات وزنی :

در شعری بر وزن مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن:

- تا اینکه من به تو تو به من ما شد یواشکی

.

- اما فلک خیره به دستان گرم ماست

.

- پنجره وا مشت تو وا شد یواشکی

یا در شعری دیگر :

رفتی و دل بعد تو تحقیر شد ، شکست.

 

------

 

انتقال معنا :

همانطور که پیش از این هم گفتم ، بیشتر نقد ظاهری ، ساختمان شعر و یا به عبارت بهتر فیزیک اشعار را بررسی می کنیم  و اظهار نظر کردن در مورد معنا و محتوای یک شعر کار بسیار دشوار و  در بعضی  اوقات اشتباهی بزرگ است ، با این حال به چند نمونه از کج تابی ها و گم شدن معنا در میان کلمات اشاره می کنم :

 

اینجا قسم خوردی که می مانی ولی نه !

آخر تو انسانی و ایمان هم دروغ است

.

در کوچه مان صدای هیاهوی جشن بود

پنجره وا مشت تو وا شد یواشکی

.

باور نمی کنم که تو اینبار رفته ای

حسی غریب نیست که تو واگذاری ام

 

 

 

4.درست است در غزل هر بیت می تواند فضایی جداگانه داشته باشد، باید تماما در یک راستا قرار گیرند. باید این بیتها یکدیگر را تکمیل کنند و در نگاه کلی یک واحد به حساب بیایند.

سال 51 استاد منزوی در مجله تماشا :

”و من بيشتر از هر چيز اصرار دارم كه يك غزل به عنوان يك واحد شعري، تشكل و استقلال و يكپارچگي داشته باشد و اين يكي از مرزهايي است كه مي‌تواند غزل امروز را از غزل ديروز و پريروز، جدا كند. همانطور كه در يك شعر آزاد، از اين شاخ به آن شاخ پريدن و نابساماني ذهني شاعر را نمي‌شود تبرئه كرد، در غزل نيز، تك بيت سرايي (بمعني اينكه هر بيت مضموني مستقل و جدا از ابيات ديگر داشته باشد) سند محكوميت شاعر است.
به غزل شخصيت بيشتري بدهيم و بگذاريم، هر غزل فضاي خاصي را داشته باشد. فضايي كه از پيوستگي تصاوير و تشكل اجزاء غزل با يكديگر ايجاد شده باشد. "

.

.

کلام آخر :

در مورد نقاط قوت وضعف اشعارت و هم چنین زبان و قلم گیرایت می توان بیشتر از اینها نوشت .

 

یقین دارم که توانایی های شما بسیار بسیار بیش از این است،  اما به 3 مورد زیر دقت کنید :

1.

وزن

2.

وقت بیشتر برای ویرایش

3.

حفظ وحدت معنایی غزل

.

 

.

امیدوارم در آینده ای نه چندان دور  بهترینها را از شما بخوانم .

.

کم و کاستی این نوشته را به بزرگواری خودتان ببخشید .

 

با آرزوی موفقیت برای تمامی دوستان

 

علیرضا استادی

 

+ تاریخ دوشنبه بیست و یکم دی 1388 ساعت 12:4 نویسنده سيده مائده معين الديني |